خرید بک لینک

امروز رفتم 1..........از لحظه ای که داخل شدم...تا چند ساعت واقعا

اونقدرعصبی بودم که کسی جرات نداشت باهام حرف

بزنه..........خدایاااااااااا این نشخوار

های ذهنی امونم رو بریده...خسته م.....دوس دارم زوتر اون روزی که

منتظرشم

برسه..........دیشب با یکی از دوستان صحبت کردم...........با حرفاش

مطمین تر از

قبل شدم ..که دوست داشتنی در کار نبوده............کاش زندگی دنده عقب

داشت...دلم برا روزایی که هنوز اون ادم تو زندگیم نیومده بود..تنگ

شده.....سرم

گرم زندگی بود............اما الان چی؟خدایا ناشکری نمیکنم..اما صبرم داره

تموم

میشه..........خودت میدونی که سلول سلول بدنم از محبت ساخته

شده.........خیییلی ضربه ی بدی خوردم......نتیجه ش شد این دختر بی

رحمی که

الان شدم..........حوصله کوچکترین مشکلو ندارم....خدایاااااااااا ینی میشه

روزی

برسه بیام این مطلب ها که گذاشتم رو بخونم..و حالم خوب خوب خوب

شده

باشه........حکم قطعی پرداخت مهریه اومده چند وقتی.......اما هنوز

پرداخت شروع

نشده.......پول نجس اون ادم رو باید ریخت توی جوب..اما همین که اذیت

بشه با

دادن پول به من...کلی ارومم میکنه ..منتظر اون روزی هستم که التماسم

کنه.آخ

خدااااااااااااااااااااا جوری تحقیرش میکنم که نتونه جلو مردم سرش رو بالا

بگیره...........راستی کتاب های این ترم رو هم به سختی گرفتم ....دیگه

بهونه ای

ندارم باید به کوپ بشینم بخونم....دو تا کتاب زبان هم گرفتم تا با جعبه لایتر جی 5

زبانم رو قوی کنم...........خیلی دوس دارم برا بهتر شدن روحیه م هم شده

برم

باشگاه....خیلی نزدیک خونمونه..اما اعصاب دیدن همسایه های فضولمونو

ندارم.اما

باید برم...و میرم حتما.دیوز یه روسری خوشگل گرفتم با مانتو ...با خاله م

رفتم.خریدم....وقتی پوشیدمشون ..خاله م گفت به خدا اون ادم الان تو رو

اینجوری

میدید به دستو پات میفتاد..اخه اون روزا که تو زندگیم بود اونقدر ها به

خودم

نمیرسیدم....حالا صبر کنو تماشا کن پولا برسه دستم...........کولاک

میکنم............فقط کاش زودتر پرداخت شده بشه...و همچنین روزا

یجهنمی اون 

ادم...........دنیا دار مکافاته.نوبتی هم باشه نوبت عذاب کشیدن

اونه..............خخخخ ..............اخ جووون..........راستی هیچ کدوم از بچه

های

دانشگاه از جدایی من خبر ندارن....همه فکر میکنن سر خونه و

زندگیمم..هه..برا

همین خیلی تو دانشگاه عذاب میکشم...چیزی نمونده به فارغ التحصیلیم...

 


برچسبها: منتظرم , عصبی , دانشگاه , پول , احساس

برچسب: نویسنده: یونا رستمیان تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 21:48

صفحه بندی