خرید بک لینک
دارم حالو هوای عجیبی رو تجربه میکنم..همش رو اینجا نمیگم ..تو کلی برگه نوشتم

گذاشتم لای کتاب شیمی دارویی........جالبه...ادم ها بدترنین اشتباهات رو میکنن اما بازم

طلبکارن...مث..اون آدم!!!!جالبه هر چی بیشتر زمان میگذره..بیشتر میفهمم من لایق بهترین

ها بودم ..و اون ادم هیچ کار خاصی برام نکرد....تو سایت همدردی تایپیک هایی رو راجع به

پسر هایی خوندم که برا رسیدن به دختری که دوست دارند..چها که نمیکنن....با اینکه دختر

مرود علاقه شون هیچ نوع تعهدی بهش نداشتن.اما اون ادم نسبت به من تعهد داشت ..و

سر سوزن در قبال آینده من احساس مسیولیت نداشت!!!!!!!!!!اندازه موهای سرم تحقیرم

کرد..بارها تهدیدم میکرد به طلاق!!!!!!!!6بار تاریخ مراسم رو عقب انداخت.....واااااای چقدر

من احمق بودم...........درسته برا رسیدن به حالی که الان دارم تاوان سنگینی دادم..اما بازم

خداروشکر   الان چشمم به روی حقیقت ها باز شد...نشونه های زیادی سر راهم ظاهر شد

اما درگیر احساس بودم..........اما الان دارم به تک تک اون نشونه ها فکر میکنم....الان می

فهمم .حسی که اون بهم داشت...خیلی ناچیز بوده...و نمیتونست منو خوشبخت کنه..ادم با

کسی خوشبخت میشه که اونقدر دوستش داشته باشه که در بدترین شرایط ممکن تنهاش

نذاره.......من خوبی های زیادی داشتم..مهربون..پااک..خوش قلب..تحصیل کرده

وفادار......احساساتی خونواده دار...تازه شرایط خاص اونم قبول کرده بودم...دیگه چی ازین

بهتر!اگرگاهی برا نگه داشتنم تلاش میکرد به خاطر آبروی خودش بود که دوباره  مطلقه

نشه..نه اینکه عشقی در کار باشه......عشق کاری بود که اون برای بدست آوردن اون دختر

کرد........عشق ینی دنیا رو برا بدست آوردنش بهم زد هزاران مانع بزرگ سر راهش بود اما

همه رو پشت سر گذاشت به خاطرش..چون عاشقش بود..........اما من

چی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یکساله پیش دنیا میگه نمیخوامش.وااااااااااااای یاد کاری که با من

کرد....میفتم ..داغون میشم......مشکل من نبودم.مشکل اون بود اینکه منو دوست نداشت

هیچ چیز از ارزش های من کم نمیکنه.....الانم گاهی پروفایل هاش معنی خاصی میده اینکه

عصبی شده  که دختری که یه سال التماسش میکرد و بهش محبت میکرد..رفته دیگه...و

الان مجبوره مهرشو بده....هر اشتباهی تاوانی داره........اونم داره تاوان بازی کردن باقلب و

سرنوشت و آبروی یه دخترو میده..........خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.خیلی

بیشتر از قبل بهت احتیاج دارم............کاش این روزای تلخ زودتر تموم شه.............دلم

میخواد برم جایی که هیچ آشنایی نباشه.اگر نگاه های این اااااادم ها نبودن...راحتتر با این

درد کنار میومدم............خدایاااااااااااااااااا بهم کمک کن.......خدایا پسری که عاشقم باشه

سر راهم قرار بده............خیییلی تنهام...........خدایا برام این روزای تلخو بعدا جبران

کن...........خدایا خواهر برادر هامو خوشبخت کن......دوس ندارم زندگی من باعث شه اونا

خوشبخت نشن..خدایاااااااااااااااا کمک کن اونا حداقل خوشبخت بشن...........آمین

برچسب: نویسنده: یونا رستمیان تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 21:48

صفحه بندی