تو شرایطی ام که تموم احساسات حل نشده ، علامت سوالا(که از اون قصه تلخ تو ذهنم مونده )دونه به دونه دارن حل میشن.با اینحال،اصلا آروم نیستم احساس گناه میکنم ازینکه کسی درگیرم شده که بهش حسی ندارم ، میبینم که داره اذیت میشه. و در عذابم .
عجیبه چجوری بعضی آدم ها اینقدر راحته براشون نادیده گرفتن احساسات طرف مقابلشون...من به این آدم حسی ندارم ولی براش ناراحتم.اونوقت.....هییییی..بیخیال...
برچسب:
نویسنده: یونا رستمیان