بازم سلام ...بچه ها نمیدونید چقدر خوشحالم ازینکه دوستای خوبی مث شما پیدا کردم.....نمیدونم چرا مث همیشه امروزم همش تو ذهنم خاطرات تکرار میشد...نمیدونم چ مرگمه...چرا نمیتونم بی خیالش بشم ...عکس پروفایل عوض نکرده...مرتب چکش میکنم ..دوس دارم بهش پیام بدم هر چند بدترین کار ممکن همینه...پس کمکم کنید بهش پیام ندم....اون تشنه پیام دادن منه...وقتی پیام میدم فقط تحقیرم میکنه...اما چ کنم همش فکرش باهامه..خسته م...راستی با اینکه پروپوزالم تایید شده اونم ابان ماه تا الان هیچ کاری نکردم...میخوام اگر بشه درخواست فارغ التحصیلی بدون پایان نامه بدم...خسته م....امشب رفتیم خونه خاله م.....نمیدونم چرا حرفای همه رو به خودم میگیرم ..بازم ناراحت شدم ..اما نذاشتم کسی چیزی بفهمه...بچه ها ارزو دارم برگرده سمتم تلافی کنم همه اون روزایی که التماسش میکردم نره ...ینی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم با بی محلی کردن بهش بتونم به ارزوم برسم....مرسی که هستید.....دوستتون دارم..........